سکولاریسم، دولت و دین
سخنی با آقای مهاجرانی
درگسست از حکومت دینی می توان زیباترین سخنان را به زبان آورد و برگ ها کاغذ سیاه کرد. آما میزان باور آدمیان بر آزادی و حقوق فردی آنگاه آشکار می شود که آدمی از حقوق دشمنان خویش پاسداری کند و نه آن که مشت بر سینه کوبد که این منم رُستم آزادی، کشنده دیو سپید خودکامگی! سدها برگ در باره اندیشه های جان استوارت میل درباره آزادی می توان نوشت اماهمه آن برگ ها دربرابر یک سیاهه نویسی در پاسداری از فتوای دینی و یا فرمان حزبی و حکومتی برای خاموش کردن مخالفان به پشیزی نمی ارزد.
سخنی با آقای اکبر گنجی
اینک که کشور ما در پی آمد شکست پروژه حکومت دینی می خواهد تا بار دیگر مدرنیته ناکام خویش را با دستاوردهای نوآورانه جهان نو شادکام کند، شما از مردم ایران می خواهید که آسوده بخوابند که روشنفکران دینی بیدارند. راستی این است که آن گروه از روشنفکران مسلمان آزاد اندیشی که اینک به بی پایگی و ناعادلانه بودن حکومت دینی پی برده و به ارزش های حقوق بشری و آزادی انسان در گزینش ساختار فرمانروایی خویش باورمند شده اند، بخش مهمی از چالش مردم ما برای دستیابی به دموکراسی، حقوق بشر، عدالت اجتماعی و آینده ای بهتر اند. اما نیروهای سکولار ایران، نه دِین ویژه ای به ایشان دارند و نه می پذیرند که ایشان را، به نام تجدد خواهی دینی و یا هر نام دیگری، وصّی سرنوشت خویش کنند و آینده این سرزمین را از چشم انداز ایشان رقم زنند.
جُستاری در باره دین و کشورداری به بهانه دولتی شدن عید فطر
در این جای گفتگو نیست که در چشم انداز سیاست روز، ولایت فقیه خامنه ای و رئیس جمهور برگزیده این نهاد، برجسته ترین نماد تجاوز به آزادی، حقوق بشر و شرافت انسانی و آماج خشم و پرخاش مردم ایران اند. این هم سخنی درست است که پایان دادن به ولایات فقیه و حتی ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، دستاورد بزرگی برای جنبش شهروندی، دموکراسی خواهی و سکولار ایران خواهد بود. اما گام بنیادین در راستای رستگاری جامعه ایران، پایان دادن به حکومت دینی سی ساله گذشته است. در این چالش است که هم گریبان کشورداری و قانون گذاری زمینی از پنجه دین دولتی شده رها خواهد شد و هم چیرگی دولت دینی بر دین و دینداری پایان خواهد یافت.
نوید رفع تبعیض در تِرمه سبز مذهبی
اگر آقای موسوی و پیرامونیان شان همچنان در سودای برپاکردن دولت سراپا مذهبی با نگاه بازگشت به آغاز انقلاب اند، چگونه می توانند از اصلاحات و همزیستی باورمندان به ادیان و حقوق برابر اهل سنت با شیعیان دوازده امامی سخن بگویند؟ در پَسان سی سال تبعیض و نابرابری های حقوقی و قانونی شده، بانگ برافراشتن در پایان تبعیض از سوی کسانی که رفتارشان گواه همان سیاست ها و قوانین تبعیض گرایانه سی سال گذشته است، پژواکی است برای فریب کسانی که می خواهند فریب بخورند. آقای موسوی هنرمند و مدرن شده امروز، با گزینش رنگ سبز بر متن کارزار انتخاباتی شان، خویشتن را در تِرمه مذهب پیچیده اند و می روند تا گفتمان سیاسی و مدنی ایران را نیز در تابوت سبز رنگ مذهبی و ایمانی بنیادگرایانه به گور بسپارند. اما ایران، در گرماگرم مشروطه دوم است. نه شال سبز بر گردن هواداران و نه کوشش در پاسداری از حکومت دینی و بازگشت به ساختارها و ارزش های آغازین انقلاب اسلامی، راه را بر رستاخیز شهروندی که اینک آغاز شده، نخواهند بست.
دشنه سوداگران سیاسی در کف خونریز فداییان اسلام - بخش یکم (۲)
یکی از «دستاورد» های سی سال گذشته این است که بنیاد گرایان مذهبی چیره بر ایران، با بازنویسی تاریخ و پراکندن نادرستی ها پیرامون هم اندیشان خویش در گذشته ایران، از شیخ فضل الله نوری تا فدایـیان اسلام و جمعیت های مؤتلفه، تاریخ ایران را وارونه نشان داده و به ارزش هایی که با همه کاستی ها، جلوه ای از کوشش ایرانیان برای دستیابی به مدرنیته سکولار و پیوستن به جهان پیشرفته می بودند، تاخته اند. این رفتار به دیگران هم پروانه داده تا به شستشوی تاریخ و بازخوانی رفتار کسانی بپردازند که در بیشتر سال های پس از مشروطه بر ساختارهای فرمانروایی در ایران چیرگی داشته و خودکامگی را پاسداری و ستایش کرده اند.
دشنه سوداگران سیاسی در کف خونریز فداییان اسلام - بخش یکم (۱)
راستی این است که از آن هنگام تا کنون، یاد مانده ها و اسناد ارزشمند و کم ارزش بسیاری درباره رویداهایی که به کشتن رزم آرا انجامید انتشار یافته است. بررسی راستی و ناراستی این یادمانده ها بر پژوهشگران است. برای این کمترین جای گفتگو نیست که فدایـیان اسلام و نواب صفوی را، دیگران ابزار سودای خویش در کشتن هژیر و رزم آرا و کوشش در کشتن فاطمی ساختند. مرا باور این است که همه رویدادهای سال های پر افت و خیز دوازده ساله ای که از پایان یافتن یک خودکامگی آغاز و به پاگیری خودکامگی دیگری انجامید، بر ما می نمایاند که فدایـیان اسلام که کار خویش را از پایان دادن به زندگی رادمردی آغاز کردند که جز خامه، تیغی در دست نمی داشت و گناهش اندیشیدن بود و بس، در پی آمد هستی ده ساله خویش، ابزار پیشبرد سودای دشمنان آزادی و دموکراسی درایران شدند. از دل آن اندیشه واپسگرا و رفتار آدم کشانه بود که مؤتلفه زاده شد و اندیشه انقلاب اسلامی ولایت مطلقه فقیه پاگرفت. امروز، نقد به بنیادگرایی دینی نیز نمی تواند از بازبینی رفتار فدایـیان اسلام، مؤتلفه و دسته های دیگری که چون ایشان می اندیشیده اند و از واکنش به کسانی که چنین رفتار و اندیشه هایی را نردبانی برای برخاستن و ماندگاری خویش بر بلندای سیاست و فرمانروایی ساخته و می سازند، جدا باشد.
نواندیشی دینی یا سکولاریسم - چالش دین و دولت در ایران معاصر
موضوع سکولاریسم، مذهب زدایی نیست، گسترش نهادها و اندیشه های شهروندی است که دموکراسی یکی از بزرگترین سنگرهای آن است. روشنفکران سکولار و مذهبیون منتقد به خرافات حق دارند و باید به نقد واپسگرایی در حوزه فقاهت و شریعت و آموزش های دینی به پردازند. اما باید این نقد را از حوزه سیاست و کشورداری به دور نگاه دارند. یگانه زمینه پالایش جامعه از باورهای واپسگرایانه، از یکسو پیشرفت جامعه و از دیگر سو، پذیرش حق مردم در باور به همان واپس اندیشی ها و آزادی در نقد به آن ها است.
سخنی با آقای حجاریان
من مقاله تازه آقای سعید حجاریان را زیر عنوان « سه آذر اهورایی تا اهورای هخا» خواندم و در شگفت و در افسوس شدم.
شگفتی من ازاین است که آقای حجاریان که هنوز رنج تیغ دشمنان آزادی را بر بدن خویش دارند، در نقد به اندیشه رفراندم به همان شیوه ای متوسل می شوند که [...]
گفتاری بر چالش دین و دولت در ایران
این نوشتار چهار و اندی سال پیش با عنوان از «نوری تا خمینی» به چاپ رسید. رویدادهای سیاسی و داوری های بسیاری از کوشندگان سکولاریسم و دموکراسی درایران از آن هنگام تا امروز مرا برآن داشت که باردیگر این نوشتار را با بازنگری و دگرگونی هایی در اختیار شما قرار دهم.
جایگاه مذهب شیعه در تشکیل دولت ملی
بند ناگسستنی یگانگی ایران که امروز را به پیشینه دوهزار و اندی ساله ما پیوند می دهد، نیرویی توانا تر از یک مذهب، یک قوم و یک سلسله پادشاهی است. فرهنگ دولت ملی ایران، برخاسته از آمیزش های دیرپایی است که در فراز و نشیب تاریخ به شکل گیری یکی از ماندگار ترین کشورهای تاریخ جهان انجامیده است. میراث این یگانگی، هستی مشترک همه ایرانیانی است که از تبار وتیره ها و پیشینه های گوناگون و باور وآئین هایی متفاوت و گویش های زبانی بسیاربرخاسته وبا تاروپود و هست و نیست این سرزمین پیوندیافته و خویشتن را وارثین این سرنوشت مشترک یافته اند.
